سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
رسم عیاری

 


عزیزم ، منتظرت بودم ولی نیومدی.


 


وقتی به شهرت رسیدم لحظه شماری می کردم تا یکباره دیگه همدیگه رو سر زده ملاقات کنیم.


شب ها به شوق دیدنت خواب رو کلافه کردم و صبح به خیال شنیدن صدای تو سراسیمه به پای پنجره دویدم.


ولی تو نیومدی.


 


با خودم گفتم باهات یه قراره عاشقانه بذارم


واسه همین کت و شلوار پوشیدم و به خودم عطر زدم


حتی چترم رو هم جا گذاشتم!.


 


اومدم سر قرارمون


روی پل ، کنار رود ، زیر طاق آسمون


با ذره ذره ی امید ، به اندازه تمام دانه های نوازش تو


 با سینه ای گشاده و له له شسته شدن ، برابر با عطش گیاه


ولی تو نیومدی .


 


حالا می ترسم


نکنه رود از شهر عبور کرده باشه؟


اصلا آسمون منو ندیده باشه؟


تا تو بیای ، باد هم رد پام رو برده باشه ؟


 


یادت باشه منتظرت بودم بارون


ولی تو نیومدی


2/5/90::: 1:58 ع
نظر()