تمامیت خواهی جمهوری اسلامی در این 30 سال آنقدر قوی و محکم بوده است که آن را به عنوان یکی از قوی ترین حکومت های توتالیتر نوین در ادبیات سیاسی جهان مطرح کرده است. حکومتی که به شدت بر تمام شئون زندگی مردم نظارت دارد و از طرفی هیچ مخالف بومی قوی ندارد. جمهوری اسلامی در این 30 سال توانسته تمام ظرفیت های بالقوه مملکت را در جهت خواسته های خویش بسیج نماید . او توانسته به حد کافی مردم را تحت کنترل خود قرار داده و تمام ظرفیت های ملی از جمله رسانه ، ارتش ، بنگاه های اقتصادی و سایر را در جهت تبلیغ و حفظ منافع خود به کار گیرد.
تعریف فاشیسم دولتی
خصوصیات اصلی فاشیسم دولتی را می توان موارد زیر شمرد:
- تمام مردم و مسوولان می بایست تا سر حد مرگ از یک رهبر یا قدیس پیروی کنند
- تمام اقشار ضعیف و توده جامعه می بایست در برداشتن تمام موانع توسعه بسیج شده و فعال باشند.
- هدف که همان سعادت خلق است هر وسیله ای را توجیح می کند
- خلق می بایست داعیه حکومت بر جهان را داشته باشند.
زمینه های بروز فاشیسم چگونه ایجاد می شود؟
زمینه اصلی بروز فاشیسم را باید در مردم و یا همان خلق یا توده جستجو کرد. کلیه حکومت های فاشیستی پس از عدم توفیق عمومی یک جامعه به حداقل توسعه یافتگی مد نظر ایشان بروز می کنند. در ایران پس از رخداد یکی از انواع هیجانات اجتماعی که همان انقلاب می باشد این باور ایجاد شد که ملت ایران در راه تحقق آمال سعادت بخش خود قرار گرفته است. پس از گذشت 30 سال مردمی که با فشار حکومت به هم فشرده شده اند ، زیر این بار گران دوام نیاورده و با نزول در مطالبه خواسته ها و حقوق خود حالت منفعلانه و بدون اعتماد به نفس پیدا کرده اند.
این جامعه مستعد چهره شدن افرادی مثل احمدی نژاد است . فردی که نوعا آرمانگرا است . مردم یا حداقل قسمت عمده ای از مردم از این افراد استقبال می کنند . چرا که او امید وار است و ساختار شکن . فردی ایده آل برای مردمی خسته و حکومتی سرگردان.
چرا مردم شخصی با خصوصیات احمدی نژاد را می پذیرند؟
همانطور که گفتم مردم ایران در این 30 سال دچار فرسودگی جمعی شده اند و این موضوع منجر به نا امیدی شده است . بنابراین تئوری هر چه بادا باد در زندگی روزمره مردم جاری شده است. مردم با این روحیه از خانه بیرون می ایند با هم مجادله می کنند رشوه می گیرند و ترسی هم از مجازات ندارند. عامل مهم دیگر که باعث این روحیه شده نزول خواسته های مردم به مسائل اولیه زندگی مانند درامد ، کار و مسکن است. و این فشار موجود مردم را بیش از پیش به طرف ساختار شکنی سوق می دهد.
چرا شخصی مثل احمدی نژاد برای حکومت ایران ایده آل است؟
حکومت ایران نیز پس از 30 سال کاملا لمس کرده که نتوانسته انچه را که در آمال خود جستجو می کرده محقق سازد . حتی وضع خراب تر نیز هست چرا که آنها می دانند هنوز هم نتوانسته اند خود را به عنوان یک حکومت کارامد حداقل در حوزه اقتصادی به مردم بقبولانند. از این روی حکومت هم به این نتیجه رسیده است که باید کاری کرد. البته از آنجاییکه انها مشکل را به هیچ وجه در نظریه ها و اعتقادات خود نمی بینند بدیهی است که به تغییر ابزار می اندیشند . شخصی مثل احمدی نژاد چند حسن دارد. اول اینکه به هیچ وجه در مقابل حکومت و رهبری نمی ایستد. دوم اینکه بهترین گزینه برای اجرای نظریه های هجومی و ساختارشکن ایدئولوژی حکومت است. چراکه حکومت اصولا توجهی ندارد که نهالی که کاشته است ذاتا میوه نمی دهد. برای همین مشکل را در آب و آفتاب و خاک می بیند . از نظر او مشکل خیلی ساده است فقط یک نفر را می خواهد که کود بریزد ، آب بدهد و گلدان را در معرض آفتاب بگذارد.
همه چیز آماده شلیک!
بستر مردمی برای ظهور شخصی با ویژگی های احمدی نژاد آماده است و اتفاقا حکومت هم با مردم هم عقیده شده است و همگی چشم به شلیک این مرد دوخته اند. البته با نیت های مختلف و اهداف مشترک . اهداف مشترک حکومت و مردم در حمایت از احمدی نژاد شکستن سد مشکلات اقتصادی و نیاز های اولیه جامعه است . مردم این حمایت را به امید خلاصی از فشار می کنند و حکومت به امید اثبات موجودیت خود می باشد.
باید گفت که به هر حال احمدی نژاد مشکل این مملکت نیست بلکه او معلول بستر ایجاد شده است که می تواند در آن خوب رشد کند.
چرا چنین وضعیتی به فاشیسم می انجامد؟
پس از گذشت 4 سال از سردمداری احمدی نژاد او خود را منجی یا نایب منجی ملت میداند. روش کار او برداشتن هر مانعی از سر راه نهال امیدهای ملت است. او ترسی از آزمایش ایده های خود ندارد . او ترسی از ابراز عقاید رادیکال خود ندارد. او ترس از هیچ چیز ندارد . چرا که او مطمئن است که در صورت کنار رفتن موانع نهال انقلاب شکوفا می شود . از این روی به مرور زمان که نتایج ناکارامد خود را می بیند سعی در ارتباط دادن آن با دشمنان داخلی و خارجی می کند. کم کم روحیه دشمن تراشی تقویت شده است و مردم هم مستعد چنین افکاری هستند و به مرور جنگ با مشکلات تبدیل به جنگ با دشمنان می گردد. و این سرآغاز فاشیسم دولتی است. آنها در این نبرد از عقاید مذهبی نیز بهره بیشتری خواهند برد و چماغ را به دست ملت مظلوم! خواهند داد. آنها با مردم بر سر منابع مملکت سودا خواهند کرد و با یکدیگر به جنگ مخالفان خواهند رفت.
سرانجام فاشیسم
دوست ندارم این را بگویم ولی فکر می کنم که سرنوشت معاصر ما با این موضوع عجین خواهد شد. چرا که حکومت به ناچار دنبال پوشش و عذری برای توجیه عدم کارایی خود حداقل در زمینه اقتصاد خواهد گشت. این پروسه طبیعی از زمان عنوان شدن کلمه دشمن در ادبیات رهبر ایران آغاز شده و در حال حاضر که انتقادات حکومتی طیفی از درون را نیز فرا گرفته بحث هایی مثل مفسدان اقتصادی و مافیا به آن اضافه شده است. در صورتیکه هر سه عامل اصلی در این مساله به روال سابق ادامه دهند. نوعی بسیج جدی تر برای عبور از تمام موانع قانونی و اشخاص و مطالبات روشنفکرانه شکل خواهد گرفت. این بسیج به سردمداری احمدی نژاد ، حمایت حکومت و تایید مردم خواهد بود. نتیجه این حرکت چیزی نیست جز حراج سرمایه های مملکت و افزایش خودکامگی.
سد انتخابات
به هر روی در حال حاضر انتخابات، سرنوشت کوتاه مدت ما را بر سر دو راهی قرار داده است. که البته مطمئن نیستم که بعدا این دو راه به هم نپیوندند. بی مبالاتی های اقتصادی و سیاسی احمدی نژاد همانقدر که مخالفانش را زیاد تر کرده ، طرفدارانش را جریح تر نموده است. او بنا به چیزهایی که گفتم همچنان امید بخش قابل توجهی از مردم است. و انتخاب او به ریاست جمهوری همزمان با ثابت قدم کردن وی مملکت را وارد اتفاقات ناشناخته ای خواهد کرد. از طرفی این موضوع باعث خواهد شد که احتمالا افراد بیشتری در انتخابات با هدف جلوگیری از او شرکت کنند و این احتمال عدم توفیق او را بیشتر خواهد کرد. به هر ترتیب نتیجه انتخابات می تواند گزینه ای غیر از احمدی نژاد باشد و ممکن است مثلا موسوی 8 سال رییس جمهور شود. که در صورت رخداد این موضوع شروع خواهم کرد به توضیح اینکه این نهال میوه نمیدهد!!. مشکل باغبان نیست.