مقدمه:
قرآن آخرین وحی نازل شده به بشریت مرز میان اعجاز و عقلانیت است چرا که به واسطه آن حجت بر مردم تمام شد و سرنوشت بشر به عقل او سپرده شد. همین یک دلیل بس که قابل تفسیر بودن قرآن را بپذیریم.
به هر حال تفسیر و حتی زمانی ترجمه قرآن مجاز شمرده نمی شد و تخطی گران به اتهام ارتداد مورد مواخذه و تعدی قرار می گرفتند.
از شیخ صدوق و سهروردی گرفته تا ملاصدرا و مشتاق علی شاه کرمانی (که قرائت قرآن را با صدای تار درآمیخت) هر یک به نوعی روزنه ای به حقیقت باز نمودند یکی به فقه ،دیگری به دل . یکی به حکمت و دیگری به هنر و همگی فداییان راه آزاد اندیشی شدند تا که امروز من و شما به خودمان اجازه دهیم که به باب تفسیر وارد شویم.
البته در زمان حال نیز آزاد اندیشی چندان هم بی هزینه نیست. چرا که هر که به سلاح تعقل در مذهب و مقدسات وارد گردد به فراخور حال تا پای چوبه دار هم می رود.
نمی دانم چه حکمتی در کار بشر است که هر که به واسطه منویات درونی و تنگ نظری دستاویزی به حوزه دین یافت فرا رفت و هر که به واسطه حقیقت یابی روزنه ای به آن شکافت فرو آمد.
به یاد ندارم که نصب قرآن بروی داشبورد اتومبیل های نو توسط شرکت های خودرو سازی داخلی آمار تصادفات و مرگ و میر را اندکی کاهش داده باشد.یا ندیدم که فقیری آیه و ان یکاد... را بر خرابه خویش آویزان کرده باشد.
ولی دیده ام که تفسیر و تحقیق قرآن توسط بزرگان و اندیشمندان غربی (مانند نولدکه آلمانی) سالهاست که سانسور شده و حق چاپ و یا بحث ندارد.
سوره بقره
سوره بقره مشتمل بر سه جز و 286 آیه بزرگترین سوره قرآن بوده که در مدینه و به مرور زمان بر پیامبر نازل شده است. این سوره شامل خیلی از آیه های متداول در بین مردم بوده که به صورت حجت یا ضرب المثل رایج است.
سوره بقره دارای فراز و فرود موزونی است که با مقدمه چینی های هدف دار شروع شده و در اواسط سوره به اوج مباحث توحیدی می رسد و آنگاه وارد مسائل حکمی و اجتماعی می گردد. وجود این نظام خاص و زنجیر وار گویی که از ابتدا مشخص می کند این سوره طولانی ترین سوره قرآن خواهد شد.
حقیقت انکار ناکردنی است.
سوره با آیه های دعوت کننده به حق و توحید شروع می گردد. و خیلی زود هدف اصلی را نشانه می گیرد که موضوع اصلی انحراف از توحید یگانه است.
در این سوره علت اصلی انحراف بشر از حقیقت ، عدم وجود عدله کافی و یا نمایان نبودن راه حق عنوان نمی گردد بلکه مشکل در دل انسان است. چراکه حقیقت به سان نور است و همه جا هست مگر آنکه حائلی باشد. و به این اشاره می کند که کافر به خدا ، آگاهانه چشم خود بر حقیقت می بندد و نور را انکار می کند:
آیه 10: "و دل های آنها مریض است و خدا بر مرضشان بیافزاید"
آیه 16: "و ایشانند که خریدند گمراهی را به جای راه راست پس تجارتشان سود نکرد و هدایت نیافتند".
آیه 26(نقل به مضمون): "خداوند از مثال زدن پشه شرم ندارد چرا که آنکه در پی حقیقت است از این مثال هدایت می یابد و آنکه حقیقت جو نیست با خود می گوید منظور خدا از این مثل چه بود؟ و گمراه می گردد."
آیه 42: "و حق را به باطل مشتبه نکنید تا حقیقت را پنهان سازید در صورتیکه به حقیقت واقفید".
تمام آیه های بالا دلالت بر این دارد که با خلقت انسان نور حقیقت نیز در او دمیده شد. و این خود اوست که تصمیم بگیرد چشمان خود ببندد یا نه.
در واقع حقیقت دست یافتنی و جستجو کردنی نیست بلکه انکار نکردنی است.
نا فرمانی بنی اسراییل:
در ادامه موضوع انکار و حقیقت گریزی وارد بحث قوم بنی اسراییل می گردد . داستان های متعدد از سرپیچی و حقیقت گریزی این قوم عنوان می گردد که بی مناسبت با اتفاقات رخ داده در زمان پیامبر بین مسلمانان و یهودیان نیست.
جریان معروف گاو بنی اسراییل در آیه های 67 الی 71 اشاره جدی به توجه مردم جاهل و کور دل به ظاهر و نه باطن توحید دارد.
آغاز تفکیک دین و مذهب:
اگر دین را به معنای محتوای توحید و مذهب را به معنای قالب آن تعبیر کنیم. من تصور می کنم که خداوند در این سوره این دو موضوع را از هم تفکیک نموده است.
ممیزی که خیلی از اندیشمندان آن را قائل شده اند مانند نیچه که در کتاب " فلسفه اخلاق" از آن تحت عناوین دین داران و دین یاران نام می برد. یا آقای قمشه ای که دین را به مصاب آب و مذهب را به مصاب ظرف می داند .
در این قسمت خداوند با شماتت یهود و نصارا در دستاویز قرار دادن توحید یگانه(دین) و انحراف آن به قوانین و اصول وضعی منتسب به خدا (مذهب) می پردازد.
لحن عتاب در این قسمت از سوره آن چنان شدید است که آدمی را به فکر وا می دارد. که چطور یهود و نصارا این چنین مورد بی مهری پروردگار قرار دارند؟. مگر نه این است که آنها اهل کتاب اند ؟.
براستی برهان این نکوهش در انحراف یهود و نصارا در تفسیر و تفصیل توحید یگانه می باشد:
آیه 111: "و یهود گفتند که هرگز به بهشت نروند الا اهل یهود و نصارا گفتند که هرگز به بهشت نروند جز اهل نصارا ،بگو ای پیامبر که این شما را جز آرزویی نیست. راست اگر می گویید برهانی بیاورید".
دعوت به توحید یگانه:
آنچه از پیش گفته شد زمینه ساز دعوت تمام نوع بشر به توحید یگانه می باشد که آیه زیر دلالت بر آن دارد:
آیه 62: " به راستی که هر مسلمان یا یهود یا نصارا یا ستاره پرست که به حقیقت به خدا و روز قیامت ایمان آورد و کارشایسته کند از جانب خدا به پاداش و ثواب رسد و هیچگاه بیمناک و اندوهگین نگردد.
و این چنین سوره بقره سیر یه سوی ارائه الگوی آیین یگانه دارد.
آیین ابراهیمی آیین توحید یگانه:
در میان پیامبران اولی العظم تنها ابراهیم است که پیروان مذهبی و اصولا قوائد مذهبی ندارد. و زندگی او سراسر در انجام رسالت واقعی اش که همانا دعوت به توحید یگانه بود ، گذشت. و اوست الگوی خداپرستی که هرگز پیروانش متهم به انحراف نشده اند:
آیه 130:" هیچ کس از آیین ابراهیم روی برنگرداند مگر مردم ناکس و نادان که ما ابراهیم را در دنیا به شرف رسالت برگزیدیم و البته در آخرت هم از شایستگان است."
بنابراین سادگی و شفافیت آیین ابراهیمی به واسطه سره بودن آن قابل پذیرش توسط تمام ابنای بشر است مگر دسته نادان و احمق. از این روی خداوند پیامبر را به پیروی از آیین ابراهیم فرا می خواند ".. که آن آیین میانه و معتدل بود":
آیه 135: "یهود و نصارا به مسلمانان گفتند به آیین ما بگروید تا راه راست یافته و طریق حق پویید . بگو ای پیامبر ما دین اسلام را که آیین ستوده ابراهیم است پیروی می کنیم. که پاک و منزه است از شرک"
آیین مسلمانی:
حقیقتا آیین مسلمانی چیزی نیست مگر اعتقاد به توحید یگانه و تسلیم خدا بودن که چنین فرمود:
آیه 128: " ابراهیم و اسماعیل عرض کردند ، خداوندا ما را مسلمان خود قرار بده و فرزندانمان را نیز..."
ابراهیم و یعقوب به فرزندان خود اینچنین توصیه کردند :
آیه 132: "ای فرزندان خدا شما را به آیین پاک برگزید. پیوسته از آن پیروی کنید و نمیرید مگر اینکه مسلمان باشید"
و این چنین مسلمانی خدا آیین پاک وی برگزیده شد و فارغ از هر نبی و کتاب و هر زمان و مکان به همه ابنای بشر حجت گردید.
و این است معنی مسلمانی:
آیه 136: " بگویید که ما به خدا ایمان آورده ایم و بر کتابی که بر پیامبر ما نازل کرد و به آنچه بر پیامبران پیشین چون ابراهیم ، اسماعیل ، اسحاق و یعقوب و فرزندان او موسی و عیسی نازل کرد و به همه آنچه بر پیامبران نازل کرد و میان آنها فرق نگذاریم و به هر چه خدا نازل کرد ایمان داریم و ما مسلمان اوییم"
بحث را در همین قسمت از سوره می بندم چرا که هر یک از آیه ها نیاز به تامل و تفکر فراوان دارد و ادامه این بحث فرصت پرداختن دقیق تر به محتوا را ضایع می کند. به هر حال سوره بقره را می توان اصلی ترین و غنی ترین سوره در باب شرح توحید عملی دانست. جائیکه به وضوح عنوان می دارد دین نزد خدا فقط اسلام است و البته آن را به تفسیر بیان می کند. که هر بنده از هر زمان و قومی اگر راه حقیقت را برگزیند مسلمان خداست و این مهم محدود به هیچ رسول و کتابی نیست (آیه 148 :" هر کس را راهی به سوی حق است و قبله ای وی را باشد. پس شتاب کن به کار خیر و عبادت...").
اما آنچه که مهم است رسالت و بینش ما نسبت به قرآن است. به هر روی نگرش عمومی به این کتاب دستخوش و دستاویزی برای سو استفاده از حس توحیدی مردم شده است.
می خواهم با ذکر چند آیه دیگر یک تلنگری به چهره نقش بسته اعتقادات مذهبیمان بزنم:
آیه 48: " روزی که جزا داده شود هیچ کس را به جای دیگری بازخواست نکنندو شفاعت کسی پذیرفته نگردد...".
این آیه خیلی شفاف بحث متفی بودن شفاعت شخص برای شخص را در قیامت بر خلاف اعتقادات مذهبی ما عنوان می کند.
آیه های 120(نقل به مضمون): اندرز به پیامبر مبنی براینکه اگر پس از آیاتی که برتو آمد هوای نفس ایشان را پیروی کنی (یهودی و نصارا) دیگر خدا یار ویاور تو نخواهد بود.
آیه (نقل به مضمون)145: در پی رویداد تغییر قبله می فرماید اگر تابع هوای نفس و جهل آنها گردی بعد از آنکه از جانب خدا علم و آگاهی یافتی از ستمکاران خواهی بود. (که البته در ترجمه این را به پیروان نسبت دادند.
آیا نمی توان از این دو آیه این چنین استنباط کرد که پیامبر نیز همچون دیگر مردم امکان گمراهی و لغزش داشته باشد. و اساسا چرا می بایست ایشان را ذاتا معصوم از گناه دانست؟.
به هر روی دعوی اصلی اهل اندیشه با دین یاران بر سر تعریف دین راستین است. موضوعی که پیوسته شعله تعصب اندیشی و گمراهی را دامن می زند. به خاطر دارم در جریان کاریکاتورهای موهن دانمارکی که آتش اعتراض و کینه ورزی را در تمام جهان شعله ور ساخت ، و جلسات متعددی در نکوهش آن برگزار شد. هیچ کس و هیچ کس به کاریکاتور خود خدا اعتراض و یا حتی نقدی نکرد.