روز گذشته تظاهرات میلیونی مردم تهران سبز ترین برگ تاریخ سیاسی معاصر ایران را رقم زد. این اولین راهپیمایی بود که من و خیلی های دیگر در ان شرکت کردیم و طعم عظمت نیرو و اراده ملت را چشیدیم. (بنده خداها حق دارند انقدر در باره راهپیمایی های فرمایشی خود تبلیغ و تدارک کنند!.)
گرچه قبل از راهپیمایی همه ما نسبت به شکوه آن شک داشتیم ولی این تردید ما را خانه نشین نکرد و شک خود را به خیابان ها آوردیم تا در مقابل عظمت با هم بودن رنگ ببازد. این تظاهرات با حضور بی سابقه و خود جوش مردم که در 30 سال گذشته هیچ بدیلی نداشته طول خیابانهای میان امام حسین ، انقلاب و آزادی و خیابانهای اطراف را در بر داشته است. به جرات می توان این تظاهرات را میلیونی دانست و آن پاسخی محکم بود به مردی که این مردم را خس و خاشاک نامید. احتمالا او و هم فکرانش پس از دیدن صحنه های این همبستگی تب کردند و البته افسوس خوردند که چرا نمی توانند چنین جمعیت خو جوشی را بدون هیچ هزینه ای به خیابان ها بیاورند. جشن قلابی احمدی نژاد که در میدان ولیعصر برگزار شده بود را حتما دیده اید. حتی در تصاویر تلویزیونی اتوبوس های سفید و یک شکل پارک شده در کنار خیابان ها کاملا به چشم می خورد . خود من آن روز به میدان فاطمی رفته بودم آنها حتی برای اتوبوس های خالی نیز پلیس گذاشته بودند.
خس و خاشاک تویی ، دشمن این خاک تویی
این شصت و سه درصد که میگن کو دروغگو